سفارش تبلیغ
صبا ویژن
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :239
بازدید دیروز :221
کل بازدید :1330530
تعداد کل یاداشته ها : 61
99/5/22
7:29 ع

جعفر، تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت!!



  
  

ده درصد زندگی بشر امروز خارج از کنترل و 90 درصد آن تحت کنترل ماست و خوب یا بد بودن آن به عکس العمل ما مربوط می شود.

البته داستان همیشه به این راحتی نیست.

این فقط می تواند چشم انداز ما باشد.

ما بر مبنای آرمانها و ارزشهای نو در سال نو با تعابیر نو و مفاهیم نو در حال حرکت به جلو هستیم و برای تحقق آن حتما باید تلاش کنیم.

رشد اخلاقی در وهله اول در اولویت ما قرار دارد.

و بیشتر پیشرفت ها در اولویت های آتی هر کسی به میزان دانش او بستگی دارد.

شوخی نیست.

یک حرکت مستمر و خستگی ناپذیر است که باید با کارایی خوب و اثربخشی خوب به سرانجام خوب نائل شود.

سیاست ناامیدسازی و ایجاد توهم بن بست همین طور که قبلا اشاره کردم کار دشمن هست و از ابزارهای جنگ مرموز نرم به شمار می رود و می خواهند با کوچک کردن موفقیت ها و پیروزی ها این احساس را از ما بگیرند.

در طی مسیر هم امکانات داریم و هم الزامات.

سرمایه گذاری پایدار بر کوچینگ فردی می تواند ما را از موانع درونی و بیرونی محفوظ نگه دارد.

مقام معظم رهبری مسئله اول کشور را فعلا مسئله اقتصادی مطرح کردند و بارها در سخنرانی های مردمی به این موضوع اشاره کرده اند که وضعیت اقتصادی با همه این تلاش هایی که انجام شده هنوز مطلوب نیست و به همین ترتیب در سخنرانی آحاد ملت در روز اول سال به شعار سال قبل و پایبندی آن در امسال هم اشاره داشتند.

من بارها گفتم حواسمون باید باشد که کم کاری نکنیم.

عدم فهم درست مسائل کشور هدف دشمنان تراز اول این نظام است که ما با اقدامات مناسب می خواهیم فیتیله رجزخوانی های آنان را به پایین بکشیم.

لذا ما نیاز به متخصص در همه امور معیشتی و فرامعیشتی داریم.

ما باید تمام هوش و نبوع و قدرت مان را برای به ارمغان نشستن پیروزی در این عرصه ها قرار بدهیم.

به فضل الهی با تلاش جوانان این مرز و بوم اوضاع به این منوال ادامه نمی یابد و لیاقت وظیفه ای که رهبر معظم انقلاب با انگشت اشاره بر روی دوش ما قرار داد را با سرانجام پرثمر پاسخ خواهیم داد.

ان شاء الله سرنوشت این کشور با هوشمندی رهبر معظم انقلاب و آحاد ملت شریف ایران و جوانان برومند با یک حرکت هم افزای روزافزون منجر به آینده بهتر می شود.


  
  

آغاز مطالعه من به سال 1375 باز می گردد.

و نوشتن من بر می گردد به سال 1376،

دقیقا یادم هست روزی که سردار سپهبد صیاد شیرازی(ره) به درجه رفیع شهادت نائل شدند، آن روز اولین گاهنامه ام را با تیراژ 5 دونه با کاربن آبی رنگ نوشتم.(بله، دقیقا تحت عنوان گاهنامه) و به قیمت 25 تومان هر کدام آنها را فروختم.

در دوران دبستان یک کتاب نوشتم و آن را هدیه به کتابخانه مدرسه، تحویل آقای افشاری معلم پرورشی دادم، آخه آن زمان ها کتابخانه ها کتاب کم داشت و من احساس کردم باید دست به قلم شوم.

در دوران راهنمایی هم یک کتاب نوشتم و آن را به کتابخانه مدرسه مان، تحویل معلم پرورشی آقای آهنگر دادم و از معلم ادبیاتم جناب شیخ نمره 20 گرفتم.

ارائه کنفرانس را از درس حرفه و فن از سال های راهنمایی با اخذ دو بیست در کارنامه به یاد دارم و این آغاز کنفرانس های ادامه دار من در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس، و دکترا و مقالات من در ده ها رتبه سطح کشوری در حوزه های آموزشی و حتی مهمتر از آن فرهنگی و قرآنی گردید.

در دوران متوسطه فعالیت در رادیو را شروع کردم و مقالاتم رو به مجلات می فرستادم و آنها را در پرونده ای رزومه خویش جمع آوری می کردم و ایضا آنها را نیز به دبیر ادبیاتمان جناب خلیلی جهت فعالیت کلاسی تحویل می دادم.

حتی با چاپ مقالات ام در 5 شماره از یک روزنامه در دوران متوسطه شوق من به نوشتن زیادتر شد.

آشنایی 18 ساله من با دنیای اینترنت و فضای مجازی به سال 1380 بر می گردد؛ زمانی که من یک دانش آموز بودم و با دیدن پلاکاردی که نوشته شده بود در قرن 21 کسی که اینترنت بلد نباشد بی سواد است فعالیت وبلاگ نویسی ام را از همان روز اول با ثبت وبلاگ در چندین سایت ارائه دهنده فضا جهت وبلاگ نویسی شروع کردم.

الان 18 سال است که با دقت روی خودم سرمایه گذاری آگاهانه کردم و 21 سال است که به عنوان یکی از قراء کشور در محافل اجتماعی اجرای برنامه دارم؛ لذا من بر کسب مزیت رقابتی در طول زمان بلندمدت تأکید وافر دارم

یک سری افراد هستند که دنبال یادگیری هستند، چیزی که الان در جامعه ما لازم و ملزوم است.

ما امروز بحمدالله صفحاتی رو در فضای مجازی در اختیار داریم که داستان های خودمون رو از زبان خودمون در آن می نویسیم و همه اینها سال ها بعد به عنوان سابقه سال1398  در رزومه ما نوشته می شه و حتی میتواند سایتیشن داده شود.


  
  

اخلاق خوب اختصاص به طبقه خاصی ندارد در هر طبقه و صنفی پیدا شود مورد احترام واقع می گردد.

در اخلاق اسلامی موضوع بحث سجایایی است که نسبتاً پایدار است و از اخلاق و رفتار مثل شجاعت و سخاوت به عنوان سازنده اینها نام برده می‌شود.

 چون شخصیت انسان از رفتارها ساخته می شود و رفتارها عادت انسان را می سازد و عادت ها هم شخصیت انسان را شکل می‌دهند بنابراین می‌توان گفت اخلاق با همه ابعاد وجود انسان سر و کار دارد.

 مکتب‌های مختلف اخلاقی:

یکی مکاتب اخلاقی که در میراث اخلاقی خود ما هست، منابعی را که ما می‌توانیم در منابع اندیشه اخلاق اسلامی از آنها یاد کنیم سه دسته هستند:

1. اخلاق فلسفی: منظور از آن این است که ما دیدگاه‌های اخلاقی خودمان را از مکاتب و نظریات فلسفی بگیریم، یعنی اخلاق فلسفی بیشتر بر مبانی فلسفی و روش عقلائی متکی است. کتاب‌هایی مانند طهاره الاعراق، علی بن مسکویه رازی، اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی، جامع السعادات ملا مهدی نراقی و معراج السعاده ملا احمد نراقی از جمله نمونه هایی از منابع این اخلاق است.

2.اخلاق عرفانی که مبانی انسان شناسی، معرفت شناسی و هستی شناسی خودش را از عرفان اخذ کرده  و عمدتاً از طریق کشف و شهود، به مستند و مستدل سازی آموزه های اخلاقی می پردازد و غایت انسان را هم توحید می داند. کتاب منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری و اوصاف الاشراف خواجه نصیرالدین طوسی و نمونه‌های منابع این اخلاق است.

3.اخلاق نقلی که با استناد به منابع وحیانی یعنی آیات و روایات به تبیین آموزه های اخلاقی می‌پردازد کتاب مکارم الاخلاق مرحوم طبرسی و کتاب‌های چهل حدیث نیز از نمونه‌های منابع این اخلاق است.

مکاتب موجود در اخلاق اسلامی متأثر از این سه روش معرفتی هستند.

-مکاتب اخلاقی را امروزه به دو دسته تقسیم می‌کنند: مکاتب اخلاقی واقع گرا و مکاتب غیر واقع گرا.

مکاتب اخلاقی واقع‌گرا آنهایی هستند که برای گزاره‌های اخلاقی یک واقعیت و مابه ازای خارجی هم قائلند و از چیزی حکایت می کنند. خود این مکاتب هم به دو دسته تقسیم می شود یکی واقع گرایی طبیعی و یکی دیگر واقع گرایی ما بعد الطبیعی.

مکاتب واقع گرایی طبیعی آنهایی هستند که ما به ازای خارجی را در همین طبیعت و ماده و دنیا جستجو می‌کنند، مانند مکتب لذت گرایی اپیکور، مکتب سوداگرایی شام و استوارت میل،مکتب عاطفه گرایی هیوم و آگوست کنت، مکتب قدرت گرایی نیچه، مکتب تکامل گرایی اسپنسر و مکتب وجدان گرایی روسو.

مکاتب واقع گرای مابعدالطبیعی یعنی برای گزاره‌های اخلاقی ما به ازای ما بعد الطبیعی قائلند مثل مکتب کلبیون و مکتب رواقیون که به گوشه گیری و دوری از تعلقات دنیوی دعوت می‌کنند. مکتب کانت که قائل به وظیفه گرایی است و مکتب سعادت گرایی که از زمان سقراط، افلاطون و ارسطو به جا مانده است.

مکاتب غیر واقع گرا آنهایی هستند که بیشتر ناظر به حالات یا ذهنیات انسان هستند و گزاره های اخلاقی را اعتباری و قراردادی می‌دانند و واقعیت خارجی برای آنان قائل نیستند مثل مکتب احساس گرایی استینسون، مکتب توصیه گرایی هیر، مکتب جامعه گرایی دورکیم، مکتب قراردادگرایی هابزو مکتب امر الهی اشاعره اشاره کرد.

اخلاق ماکیاولی: ماکیاول یک مورخ و سیاستمدار ایتالیایی بود که می گفت انسان برای رسیدن به اهداف سیاسی از هر وسیله ای می تواند استفاده کند و تلاش زیادی هم کرد که کشور خودش را به پیروزی و پیشرفت برساند. لذا اخلاق ماکیاولی یا مفهوم ماکیاولیسم بیشتر در فرهنگ سیاسی و ادبیات سیاسی کاربرد دارد و در بحث اخلاقی نمی توان آن را به عنوان یک مکتب مستقل در نظر گرفت البته می‌توان به مکتب سودگرایی و قدرت گرایی ربطش بدهیم.

اخلاق کانت در این مورد که مکتب از وظیفه گرایی و اخلاقش، اخلاق کانتی نامیده می‌شود مکتب و نظام مستقلی را به وجود آورده است.

کانت تلاش کرد که تمام فلسفه نظری و حتی مابعد الطبیعی را بر اساس فلسفه عملی و اخلاق بنیان بگذارد.

او به وجدان اخلاقی بسیار معتقد بود و خودش هم عملا به آن وفادار بود؛ صفات اخلاقی ما از طریق اخلاق و رفتار است که بارور و شکوفا می‌شود. اخلاق ظرف دین است و خلقیات یک انسان، آن چیزی است که در شکل گیری شخصیت بسیار موثر است و بخشی از شخصیت او را تشکیل میدهد و این باعث می‌شود که حتی دین او هم به رنگ شخصیت او دربیاید و تا حدی تحت تاثیر خلقیات او قرار بگیرد.

منبع: مجله حدیث زندگی،خرداد و تیر85،ص69-64


  
  

پیاده‌روی سریع برای قلب مفید به‌شمار می‌رود. قلب یک ماهیچه است و هر عاملی که خون را در یک ماهیچه سریع‌تر به جریان درآورد به حفظ وضع مطلوب آن کمک می‌کند؛‌ اما پیاده‌روی منظم به طرق دیگری نیز برای قلب مفید است، فشار خون را پایین می‌آورد و به این ترتیب به کاهش فشار وارد بر سرخرگ‌ها کمک می‌کند. به‌علاوه، میزان کلسترول HDL‌ (کلسترول مفید) را در خون بالا می‌برد. حتی در ظاهر، چسبندگی خون را کاهش می‌دهد و از این رو احتمال لخته‌شدن‌های ناخواسته خون را پایین می‌آورد. تمام اینها در مجموع سبب کاهش 50 درصدی خطر بروز حمله قلبی می‌شود.

پیاده روی توانائی های محیر العقول شما را افزایش می دهد. لذا وقتی من پیاده روی می کنم یا بعد از جلسات برای جمع بندی دقایقی پشت میز می نشینم به اهداف و برنامه های وقت گیر و مسائل پیش آمده و دستاوردهای انبوه و تحت تاثیر فکر می کنم فی البداهه نکاتی جدید و جزئی در levelهای بالاتر به ذهنم خطور می کند که با کاغذ و خودکاری که همیشه به همراه دارم آن را یادداشت میکنم و به بعد موکول نمی کنم چرا که اجرای امور را بر من آسان می کند.

به این حرکت flash back گفته می شود که شما در حال حرکت هستید و هر از گاهی به عقبه و برنامه های استراتژیک و اهداف گذشته و آینده خودتون فکر می کنید و هر آنچه در راستای تثبیت و پیشرفت و حتی جلوگیری از پسرفت آن وجود دارد بر روی کاغذ به رشته نگارش در می آورید تا اجرای آن را آسان کرده باشید.

شالوده این حرکت باعث افزایش اعتماد به نفس و حفظ قدرت شما و در نهایت سایر مزایای ایده آل خواهد شد که در نگاه به آینده مثمرثمر خواهد بود.

من چند سال قبل در فضای مجازی خطاب به کلیه مسئولین شرکت ها و ادارات توصیه کردم که برای اهدای جوایز و حالا قرعه کشی مثل پیاده روی های خانوادگی هفتگی بجای اهدای مثلا خودرو، 100 تا دوچرخه تهیه بشود. چون 1.سنگ بزرگ علامت نزدن است.2.شما با این کار باز استفاده از ماشین را پیشنهاد می کنید.3.همه سنین در این مقوله مهم شرکت خواهند کرد.

چرا که دوچرخه اگر در برنامه گنجانده شود آلودگی های صوتی و محیطی کاسته می شود و همه افراد مصمم به استفاده از دوچرخه می شوند. بیماری هایی که الان در جامعه دیده می شود که برای رفع آنها همایش ها و کنگره ها برگزار می شود کم می شود یا در چارجوب بهتری سازماندهی می شود و یا اهداف کلان و استراژیک تری را می توان دنبال کرد و به دنبال پررنگ کردن آن بود.

همچنین وضع رجوع مردم به بیمارستان ها و درمانگاه ها قطعا کاهش قابل توجه و محسوسی داشت.

علی ای حال پیاده روی یکی از ساده ترین کارها برای حقظ تناسب و دستیابی به اکثر اهداف مورد نظر زنجیره وار و فاکتورهای چالش برانگیز را در ساختاری متمرکز برای ما ایجاد می کند.

من از چیزی بنام دوباره کاری صحبت می کنم و لازمه پیشگیری این کار در راستای حل آن عادت به سحرخیزی در روز های کاری و تعطیلی وتداوم آن را به عنوان مهمترین آرگومان اعلام و البته پیشنهاد می کنم.

به جرئت می توان چنین بیان داشت این قضیه رابطه تنگاتنگی با اهداف بلندمدت فردی دلخواه و اهداف سازمانی منعطف در تمام شئون شخصیتی؛ و مسلما سلامت مادام العمر را تحت الشعاع قرار خواهد داد و ما را در مسیر حرکت در جاده موفقیت و برنامه های مدون توسعه فردی و اجتماعی که از کنار آنها با بی تفاوتی رو به ناراحتی گذر می کنیم با جذب انرژی فراتحلیلی متمایل تر خواهد کرد.


  
  

گاهی اوقات سر زدن به کتابفروشی های میدان انقلاب برایم غم انگیز است: مغازه های بی رونق و مشتریان بی رمقی که نمی دانند به دنبال چه می گردند.

کسانی که به توصیه و یا اجبار اساتید خود، به انقلاب می آیند تا کتابی را تهیه کرده و بخوانند.
کسانی که «کتاب خواندن» برایشان، یک شغل است. شش تا ده سال این کار را انجام می دهند تا «فارغ التحصیل» شوند.

بگذریم…در خیابان انقلاب به این آگهی ها مواجه شدم: با قیمت ارزان، برایتان پایان نامه می نویسند: مدیریت و اقتصاد، ادبیات فارسی، مقاله ISI‌، بی آنکه زبان بدانی، ترجمه کنی و این خیلی بد هست
بی آنکه سیاست و اقتصاد بفهمی، و مقاله هایی در آن حوزه داشته باشی، آنهم در سطح ژورنال های بین المللی. کافی است پول داشته باشی آنهم نه زیاد، بلکه به نرخ دانشجویی !!

غافل از اینکه این مقالات یک ریال هم ارزش پژوهشی ندارد و از پژوهش های دسته چندم به شمار می رود.

کمی که بیاندیشیم با واژه سرقت ادبی کم و بیش آشنایی داریم و همه ما هم از عواقب آن آگاهیم؛ لذا در حد شنیدن کفایت می کند.چون نمی خوام در مورد این قضیه ی مفصل صحبت کنم از کنارش می گذرم.

از امروز وقتی میوه فروش همسایه به هر کس که کت و شلوار پوشیده «دکتر» و آنها که اسپورت می پوشند را «مهندس» صدا می زند نمی خندم! او جامعه را بهتر می شناسد.حتماً او هم می داند که هزینه ی دکتر و مهندس شدن، گرفتن یک تاکسی به مقصد میدان انقلاب است.

من احساس خفگی می کنم از اینکه این چیزها در جامعه ما دیده می شود و من را لال می کند البته باید بدانید که اهمال کاری و تقلب ابدا چیز قشنگی نیست و خارج از مصالح نظام بوده و از مصادیق نان حرام به شمار می رود لذا نه تنها من  بلکه خیل عظیمی از افراد متعهد به شدت با این قضیه فاجعه بار مخالفیم.

مهم بار علمی است. اینکه در هر شرایطی بتوانید از علمتان استفاده کنید و منتظر افق های روشن زندگیتان باشید.

پیاده سازی این مقوله در زندگی بشر امروز قطعا مزیت و منفعت است،

اینکه بدانید این علم آسان بدست نمی آید نصف راه را آمده اید.اینکه باید خوابتان را کم کنید اولین قدم برای پا گذاشتن در مسیر توسعه و پیشرفت و بهبود فردی است، اما باید بدانید همه چیز به نفع خودتان هست و میتواند نقش شما را در ساختن جامعه آباد با کوله باری سنگین پررنگ تر کند.

موفقیت یک فرآیند است و به یک برنامه مدون نیاز دارد، برنامه روزی با برنامه ریزی فرق دارد. زندگیتان را هدر ندهید و تلف نکنید تا احساس امنیت کنید.

تلاش کنید،تلاش کنید و تلاش کنید تا در مسیر موفقیت خیلی به جلو پیش بروید آنگاه نتایج متفاوت آن را می بینید و بدانید که این افتخاری است که نصیب هر کسی نمی شود.

جاده موفقیت منتظر روح سبکبال شما خواهد ماند و  و من از هم اکنون خبرهای ده سال آینده را هوشمندانه می دانم و به شرط قید حیات شاهد حضور افتخارآمیز نک تک جوانان این مرز و بوم در سکوی اقتدار کشور عزیزمان ایران خواهم بود.


  
  

در پرتلاطم ترین روزهای سخت و دشوار زندگی که همه ما برای رشد و ترقی فردی و اجتماعی در دو بعد خانواده و اجتماع در حال تلاش و کوشش هستیم توجه به چندین قضیه برای ما می تواند چراغ راه قرار گیرد:

تلاش برای کسب روزی حلال در وهله اول می تواند ما را از شدید ترین و سخت ترین گذرگاه ها عبور دهد و همچنین ما را به سمت و سوی خوبی سوق دهد.

توجه به رشد و پیشرفت و توسعه همگان می تواند ما را در مسیر سبز آتی که با سراسر شور و شعف همراه است کمک کند و ما را از اثرات مخرب حضور در اجتماع حفظ نماید.

توجه به پیشرفت و آبادانی کشور می تواند ما را با تعداد کثیری از افراد جامعه همسو کند و اولتیماتومی برای دشمنان این کشور و این نظام باشد.

افزایش علم و دانش و بار علمی می تواند ما را با مشکلات و راه حل های درست و بهینه آن آشنا کند؛ این پیروزی باشکوهی است که طبعا نصیب هر کسی نمی شود.

یک نکته ای رو که دوست دارم برای قشر جوان جامعه به عنوان چندصدمین فرد تکراز کنم این هست که زندگی خودشون رو آنقدر بهبود ببخشند که دیگران تحت تاثیر قرار بگیرند و از شما به عنوان یک الگوی بارز که توانسته است به پیشرفت های هرچند کوچک دست یابد بپرسند چی شد که به اینجا رسیدی؟! و شما بگویید:افزایش اندوخته های علمی


  
  

روزی خواب دیدم در جلسه ای هستم که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در لباس همیشگی روحانیت شان در حال سخنرانی هستند.

دقایقی برای تنفس بیرون آمدم؛ با فردی که برایم غریبه بود در حال تحلیل مطالبات خاصه رهبر معظم انقلاب بودیم که فردی را در لباس رزم در کنار پنجره دیدم، بعد نزدیک و نزدیک تر شدم.

آمدم در کنارشان ایستادم و ناگاه دیدم مقام معظم رهبری در لباس رزم هستند.

نگاهی به سمت من کردند و گفتند چه کار می کنید؟

و من با تعجب و حیرت و البته با دقت گفتم: داشتیم در مورد صحبت های حضرتعالی در داخل سالن با دوستمون حرف میزدم،

...

ناگاه حواسم جمع شد و دیدم فقط من کنار ایشان قرار دارم، چقدر خوشحال شدم.

و چون در لباس رزم بودند به درجه نظامی صدایشان کردم و گفتم سردار اجازه می دهید با هم عکس بگیریم و وقتی گفتند باشه خوشحالتر شدم به گونه ای که توصیف آن در نوشتار نمی گنجد.

لذا دنبال فردی بودم که عکس یادگاری از این لحظه مهم را از ما بگیرد..........

ناگهان دیدم ایشان مخالفت کردند و گفتند الان که نه، باشه بعد؛ دیگه منم گفتم باشه چشم و بعد باز به داخل جلسه رفتیم.

تکمله:ما بسیجی ها باید ناراحت باشیم وقتی فرمانده در لباس رزم به میدان می آید، چون یعنی کم کاری کرده ایم.

امیدوارم در جنگ نرم بتوانیم خودی نشان دهیم و حتی المقدور هم سن و سال های خودمان را از این نبرد تنگاتنگ نجات دهیم.

این خواب، به ضرس قاطع دهمین یا یازدهمین خوابی است که مقام عظمای ولایت را به عنوان یک راشد و راهنما در طول عمرم دیدم و البته اقدامات لازم را هم به عنوان یک برنامه بلندمدت انجام داده بودم و در آینده هم به مراتب قطعا اجرایی خواهم کرد.


  
  

چه قبول کنید و چه قبول نکنید، بسیاری از مدیران به طور رسمی آموزش مدیریت ندیده اند و برای انها مدیریت تنها به دیده ها و شنیده های شان ختم می شود.

مدیر که می شوید حقوق تان بالا می رود اما مشکلات و بحران های فراوانی به سمت شما سرازیر می شود که شما باید آنها را حل کنید. بنابراین ضروری است که آموزش ببینید و مدام یاد بگیرید.
البته این نوع انتصابات در اغلب کشورهای دنیا مرسوم است با این تفاوت که به آموزش فرد در بحث مدیریت اهمیت ویژه ای می دهند. ولی در ایران اکثر افراد خودشان را مدیر می دانند که سلیقه ای و به صورت سعی و خطا دست به اقدامات بسیاری می زنند و نتایج آنها مشکلات بسیاری بوجود می آورد. اما شما اینطور نباشید

بپذیرید که باید مدیریت صحیح و علمی را بیاموزید. بپذیرید که باید از افراد موفق تر و توانمندتر بیاموزید، بنابراین یک یا چند الگوی خوب برای خودتان انتخاب کنید و از آنها بیاموزید.

بیاموزید تا هر روز موفق تر عمل کنید. و این اولین قدم برای مدیر شدن است.


  
  

بی سوادی دوگونه است: بی سوادی سیاه و بی سوادی سفید
بی سوادی سیاه:
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه ، دیده می شود. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند ، ارزان‌ ترین نوع بی سوادی است، که می‌توان با آن مبارزه کرد.
اما موضوع هراسناک در جوامع
بی سوادی سفید است:

کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند ، هر روز در فضای حقیقی و مجازی ، می‌نویسند و حرف می‌زنند...
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامه‌ها را در کیف خود جابجا می کنند اما هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها و خوانش و نگارش کلمات دچار چالش ‌های جدی هستند و ذهنشان از موهومات و شبه علم پر است...
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است چرا که در نگاه اول، دیده نمی‌شود.این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود.این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، ندانستن مرکب را باعث می‌شود.حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بیسوادی سفید است...

یک نکته دیگه هم لازمه یادآوری کنم که فردی مدرک می گیره و با مدرک گرفتن به مطالعه اش پایان میده و یا کمتر دانسته های علمی و عمومیشو به روز میکنه که در کمال ناباوری باید بگم این چنین فردی با یک فرد بی سواد در بلندمدت هیچ فرقی نداره.


  
  
<      1   2   3   4   5   >>   >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ پیام سردارنقدی به مناسبت آغازبهار: بی ولایت بهارپاییز است،ازریااین شعار لبریزست،برحذرباش مدعی بس کن،این جماعت بصیرتش تیزست.
+ آمیزش جنسی یک هنراست و هنرمندان این صحنه،زن وشوهرندکه باید با ذوق واحساسات وسلیقه خود هنرمندانه آن را برگزار کنند.
+ جاودان باد سایه ی عزیزانی که شادى را علتند نه شریک، وغم راشریکندنه دلیل... عید نوروز بر شما و خانواده محترمتان مبارک.
+ بهترین آرایش ها در زندگی: حقیقت برای لب ها،بخشش برای چشم ها،نیکوکاری برای دست ها، لبخند برای صورت وعشق برای قلب.
+ یأس سبب سستی،عقب نشینی، فرار و واگذاری جبهه به دشمن میشود پس هرکسی یا هر گروهی که مردم را ناامید کند پیاده نظام دشمن است. جعفرلکزایی
+ خداآدم هارابه دلیلی به زندگی شماوارد،و به دلیلی بهترآنها را خارج میکند