سفارش تبلیغ
صبا

وب سایت شخصی جعفر لک زائی

چه شد که مرگ بر امریکا سر سفره تعقیبات نمازمان آمد؟

به نظر ما این برمی‌گردد به اسلام سیاسی و به‌طور دقیق‌تر اجتهاد اجتماعی از اسلام. در اجتهاد اجتماعی از اسلام ترجمان «لااله» می‌شود مرگ بر امریکا، در واقع، مرگ بر امریکا در تعقیبات نماز و شعارهای شیعه، چیز جدیدی نیست.
کسی که اندک اجتهادی داشته باشد یقینا خواهد گفت که این حرف‌ جدیدی نیست. این همان «لااله الا الله» است؛ این همان‌«ولو کره المشرکون» است. این همان «بری من المشرکین» است.
اجتهاد پویای اجتماعی اسلام می‌گوید: امروز مشرک، کافر و سدکننده راه خدا آن نظام تمدنی است که فرعونیت و نفسانیت انسان را بر مقدرات بشر حاکم کرده است، این به نظر من اصلا حرف جدیدی نیست.
اگر در جامعه‌ای مثل امریکا رسم شود که در یک مراسم سالانه آنها هم مرگ بر ایران بگویند، شما به عنوان یک مسلمان ایرانی ناراحت نمی‌شوید؟ ما نمی‌توانیم با شعار جدیدی که روی صحبت آن تمدن امریکا و غرب باشد نه مردم و شهروندان غربی وظیفه تبری از نمود شرک و کفر را انجام دهیم؟
این مسأله دو جواب دارد، یکی به رقیب برمی‌گردد و دیگری به ما. در مورد رقیب باید گفت که این ربطی به ما ندارد، بلکه این آمریکا بوده که خود را نماینده تمام عیار غرب قرار داده و امروز هم آرمان خود را آمریکایی شدن جهان می‌داند.
«آمریکانیزیشن» فقط یک شعار نیست؛ بلکه یک استراتژی کلان برای نظام آمریکا است، آن‌ها می‌گویند که ما می‌خواهیم چینی‌ها هم آمریکایی بشوند. برخی از جامعه شناسان با مفاهیم و نظریه‌هایی از جمله «مکدونالدیزیشن» یا «مکدونالدیزه» شدن جهان، که آقای ریترز مطرح می‌کند، کاملاً موافق‌ هستند.
مشکل ما با نظریه آمریکایی شدن جهان است
در واقع، مشکل ما نه با یک جغرافیا، نه با یک تاریخ، و نه با یک مردم، بلکه با یک نظریه است. چرا می‌خواهند جهان را آمریکایی کنند؟ پس مرگ بر این آمریکایی شدن! مرگ بر این نقشه فاسد و مادی‌گرایی که برای بشر اشرف مخلوفات طراحی کرده‌اند.
چیزی که به ما مربوط می شود، این است که ما باید در جامعه خودمان این مساله را زنده نگه داریم که این آمریکا، آمریکای جغرافیایی یا تاریخی و حتی انسانی نیست.
این آمریکا، آمریکای نظری است، این فلسفه‌ای است که در پس آمریکایی کردن جهان وجود دارد، ما با این فلسفه، در هر سه ساحت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سر عناد داریم.
پروژه اسلام هراسی و ایران هراسی همان مرگ بر ایران گفتن است
اما نکته‌ای که شما می‌فرمایید، اگر کسانی با علم یا نه، به فریب بگویند مرگ بر ایران یا مرگ بر اسلام، اولاً که می‌گویند، ولی به نظر من آن‌ها فریبنده‌تر و نرم‌تر این را می‌گویند که پروژه اسلام هراسی و ایران هراسی دقیقاً بر همین اساس کلید خورده است.
شما هراس از چیزی را ترویج می‌کنی که شر باشد، و ذاتاً به شر بودن آن اقرار کرده باشی و ثانیاً در تقابل حق و باطل که حلوا تقسیم نمی‌کنند! اصلاً املاء باطل و املاء حق، یعنی حق و باطل تا آن جایی که می‌توانند از فرصت‌ها و موقعیت‌های جهان استفاده می‌کنند و زمین را پر از خودشان می‌کنند.
البته وقتی که این املاء به حد نهایت خودش رسید، تقابل اصلی به نفع جبهه حق اتفاق خواهد افتاد، که آن همان ظهور حضرت صاحب (عجل الله فرجه) است.
مخاطب ما فطرت بشریت است
ما نباید به واسطه مرگ بر آمریکا، امکان ارتباطات میان فرهنگی و امکان تعامل و تعاطف را بر خود ببندیم، روز مرگ ما روزی است که درهای جهان را به روی خودمان ببندیم، ما در سرتاسر گیتی مخاطب داریم و آن، فطرت بشر است و ما نباید راه ارتباط با این فطرت را به واسطه مرگ بر آمریکا ببندیم.
صدالبته که مرگ بر آمریکا، هیچ وقت بستن این راه نبوده است، این جا ممکن است این سئوال پیش آید که آیا این تناقض نیست؟ وقتی ما طرف مقابل خود را طرد می‌کنیم، راه ارتباط با آن را بسته‌ایم؟! مثل این است که ما به فردی فحش بدهیم و بعد به او بگوییم سلام علیکم؟!
پاسخ این است که ما باید به اندازه‌ای که روی خود شعار مرگ بر آمریکا تعصب داریم، دوگانه بودن یا منفک بودن نظام سلطه از جبهه مستضعفان را تبیین کنیم. ما باید بگوییم که نظام سلطه و جبهه استکبار، یک جبهه به لحاظ عددی اقل، اما از لحاظ تاثیرگذاری فزاینده است.
اما جبهه مستضعفان جبهه همه کسانی است که مقهور لیبرال دموکراسی و نظام سرمایه‌داری واقع شده‌اند، اگر بتوانیم این تفکیک را با رسانه‌هایمان، با ارتباطات میان فرهنگی‌مان با ارتباطات بین المللی‌مان و با مهندسی صدور انقلابمان، انجام بدهیم، آن وقت می‌توانیم شاهد شهروندانی باشیم که درون خاک آمریکا شعار مرگ بر آمریکا را شعار حیات خودشان می‌دانند.
اما من به جرات می‌گویم که ما این کار را نکردیم و تمام درد ما این است که این نسبتی که بین فرهنگ انقلابی و ارتباطات با مخاطب این فرهنگ است، هنوز برقرار نشده است. ارتباطات میان فرهنگی ما، هنوز شکل نگرفته است، البته ارتباطات فرهنگی‌مان هم وضعش بهتر از ارتباطات میان فرهنگی‌مان نیست!
شعار مرگ بر آمریکا را چه کسی ساخت؟
ما ساخته شدن این شعارها را در یک بستر واقعاً اجتماعی می‌دانیم، یعنی ما معتقدیم این شعارها را مردم ساختند و می‌سازند.